شمس الدين محمد بن محمود آملي
514
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و اما وضع اعدادى كه بعد از ضلع يا اضعاف آن باشد بر آنوجه بود كه چون بعدد ضلع رسيدند عددى را كه بعد از او است در بيتى نهند كه مشترك باشد ميان سطر دوم و سطر ضلع به شرط آنكه سطر ضلع را از آن سطر گيرند كه از مركز نگذرد . و چون وضع يكعدد از اين اعداد معلوم شد هر وقت كه بضعف ضلع رسيدند عددى را كه بعد از اوست هم بر آنوضع بنهند كه آن عدد اول را نهاده باشند . پس اگر در آنسطر در جهت مطلوب خانه كه عدد آنجا را ميبايد نهاد نباشد چنان تصور كنند كه خانه ضعف ضلع با آنچه بوى متصل باشد در جهت مطلوب متصل باشد به طرف ديگر هم از اين سطر در خلاف جهت مطلوب روند و بنگرند كه بر اين تقدير عددى كه بعد از اوست در كدام خانه ميبايد نهاد آن را در آن جا وضعكنند . و بر اين طريق كه گفته شد همه اعداد را وضعكنند بعضى بسير فرزين و بعضى بدين طريق كه اكنون ذكر رفت و از اين جا معلوم شد كه بر اينطريق وضع اعداد در مربعات فرد به هشت وجه توان نهاد زيرا كه واحد را در چهار خانه ميتوان نهاد و بر هر وضعى اعداد باقى را به دو وجه ميتوان نهاد بسير فرزين به جانب يمين يا يسار يا قدام يا خلف : و ما از جهت مثال اعداد را در مربع سه در سه بيكوجه و در مربع 5 در 5 بوجهى ديگر بيان كنيم تا باقى را بر آنوجوه قياس كنند و آنچه ذكر رفت روشن شود . و اما مربع سه در سه واحد را در تحت المركز وضع كنيم و سير فرزين به جانب يسار و چون آن بيت كه واحد در آن موضوعست بيت فرزين يسارى ندارد و بر اين تقدير بايستى كه بيت فرزين مفروض در سطر آخر طولى بودى . پس دورترين بيتى از بيت فرزين مفروض بيت اولست از اين سطر اعنى قطر